خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حافظ، عشق الهی و مستی معنوی را ستایش میکند. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند نور، آتش عشق، و مستی عرفانی، برتری عشق الهی بر دنیای مادی را نشان میدهد. همچنین، از بیباکی عاشقان حقیقی و بیاعتنایی آنان به تهدیدهای دنیوی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق الهی نیازمند درک ادبی و فلسفی است که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۲۷ - فروغ نور رخت آفتاب تابانست
فروغ نور رخت آفتاب تابانست
ولی چه سود؟ که از چشم خلق پنهانست ۱
دقیقه ایست درین عشق مست عالم سوز
در آن دقیقه نظر کن، که جای امعانست ۲
اگرچه آتش نمرود آتشیست عظیم
بپیش چشم خلیل خدا گلستانست ۳
دلی که دم زند از باد پای منصوری
ز پای دار نترسد، که مست عرفانست ۴
کسی که روز سیاست ز سر ندارد باک
حلال باد شرابش، که مرد میدانست ۵
مگر ز جام تو یک جرعه بر حریفان ریخت
که شام تا بسحر نعرهای مستانست ۶
چراغ روی تو در حجرهای دیده من
حدیث روشنی شمع در شبستانست ۷
ز غیر دوست حکایت نمی توان گفتن
چو ذکر دوست درآمد، چه جای افسانست؟ ۸
کمال عشق و هوایی که جان قاسم داشت
از آن صفت که شنیدی هزار چندانست ۹
ولی چه سود؟ که از چشم خلق پنهانست ۱
دقیقه ایست درین عشق مست عالم سوز
در آن دقیقه نظر کن، که جای امعانست ۲
اگرچه آتش نمرود آتشیست عظیم
بپیش چشم خلیل خدا گلستانست ۳
دلی که دم زند از باد پای منصوری
ز پای دار نترسد، که مست عرفانست ۴
کسی که روز سیاست ز سر ندارد باک
حلال باد شرابش، که مرد میدانست ۵
مگر ز جام تو یک جرعه بر حریفان ریخت
که شام تا بسحر نعرهای مستانست ۶
چراغ روی تو در حجرهای دیده من
حدیث روشنی شمع در شبستانست ۷
ز غیر دوست حکایت نمی توان گفتن
چو ذکر دوست درآمد، چه جای افسانست؟ ۸
کمال عشق و هوایی که جان قاسم داشت
از آن صفت که شنیدی هزار چندانست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - مرا پیوند او پیوند جانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.