خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از معشوق خود میخواهد تا به او توجه کند و دلش را نجات دهد. شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با لطف و مهربانی به او بنگرد. همچنین، در این شعر به مفاهیمی مانند عقل، عشق، و سوز درونی اشاره شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۶ - دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
جان را نگاه دار، که جان یار غارتست ۱
بر جان و بر دلم نظری کن ز روی لطف
جان را هزار منت و ذل شرمسار تست ۲
اندر مغازه تنم، ای جان نازنین
تو پادشاه روح و دلم پرده دار تست ۳
الطاف مینمایی و احسان ز حد گذشت
جان شرمسار عاطفت بی شمار تست ۴
گفتم که: عقل؟ گفت که: قاضی کن فکان
گفتم که: عشق؟ گفت که: دارالعیار تست ۵
گفتم که: سوز دارم و آتش، چه حالتست؟
گفتند: روشن از دل آتش نثار تست ۶
گویند: قاسمی، که دم از عاشقی مزن
همراه عشق باش، که یار و دیار تست ۷
جان را نگاه دار، که جان یار غارتست ۱
بر جان و بر دلم نظری کن ز روی لطف
جان را هزار منت و ذل شرمسار تست ۲
اندر مغازه تنم، ای جان نازنین
تو پادشاه روح و دلم پرده دار تست ۳
الطاف مینمایی و احسان ز حد گذشت
جان شرمسار عاطفت بی شمار تست ۴
گفتم که: عقل؟ گفت که: قاضی کن فکان
گفتم که: عشق؟ گفت که: دارالعیار تست ۵
گفتم که: سوز دارم و آتش، چه حالتست؟
گفتند: روشن از دل آتش نثار تست ۶
گویند: قاسمی، که دم از عاشقی مزن
همراه عشق باش، که یار و دیار تست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - بر ما بناز می گذری، این چه عادتست؟
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.