خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و وابستگی شاعر به معشوق (دلدار) است. شاعر از غم فراق میگوید اما آن را غمگسار خود میداند. او خود را شیر شرزه و قوی در عرصه وجود توصیف میکند و از حقارت دیگران در چشم خود سخن میگوید. انتظار دیدار معشوق و سوختن در آتش فراق از دیگر مضامین این شعر است. شاعر در پایان خود را عاشقی زار و نزار معرفی میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۸۰ - دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
در غار وحدتیم و همو یار غار ماست ۱
ما شیر شرزه ایم درین عرصه وجود
گرگی که اندرین گله بینی ماست ۲
در ما دگر بچشم حقارت نظر مکن
ما انتظار دوست، جهان انتظار شکار ماست ۳
در آتش فراق بیک بار سوختیم
شمع رخت کجاست؟ که شب زنده دار ماست ۴
غم می خوریم و هیچ شکایت نمی کنیم
ما را چه غم ز غم؟ که غمت غمگسار ماست ۵
بی گلشن وصال تو سرسبز نیستیم
بنمای آن جمال، که باغ و بهار ماست ۶
گفتم که: کیست قاسمی؟ ای آرزوی جان
گفتند: عاشقیست که زار و نزار ماست ۷
در غار وحدتیم و همو یار غار ماست ۱
ما شیر شرزه ایم درین عرصه وجود
گرگی که اندرین گله بینی ماست ۲
در ما دگر بچشم حقارت نظر مکن
ما انتظار دوست، جهان انتظار شکار ماست ۳
در آتش فراق بیک بار سوختیم
شمع رخت کجاست؟ که شب زنده دار ماست ۴
غم می خوریم و هیچ شکایت نمی کنیم
ما را چه غم ز غم؟ که غمت غمگسار ماست ۵
بی گلشن وصال تو سرسبز نیستیم
بنمای آن جمال، که باغ و بهار ماست ۶
گفتم که: کیست قاسمی؟ ای آرزوی جان
گفتند: عاشقیست که زار و نزار ماست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.