خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان کیمیاگری یاد میکند که جان ناقص (مس) را به کمال میرساند. همچنین، بر اهمیت صداقت و دوری از ریا در مسیر عشق تأکید میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
شماره ۷۶ - یک سخن از قول اخوان الصفاست:
یک سخن از قول اخوان الصفاست:
سر بکوب آنرا که سرش نیست راست ۱
یک حدیث از قصه اسرار تو
عاشقی نشنید کز جان برنخاست ۲
هرگز از عشق تو نشکیبد دلم
جان ما مس است و عشقست کیمیاست ۳
گر تو گویی جان فدا کن بهر من
ای دل و جان، صد هزارت جان فداست ۴
گفته ای: کان یار آمد از سفر
تا قیامت از دل و جان مرحباست ۵
بر امید وصل، از بیم فراق
شب همه شب تا سحرگه ربناست ۶
قاسم از روی و ریا بگذشته است
کار عاشق برتر از روی و ریاست ۷
سر بکوب آنرا که سرش نیست راست ۱
یک حدیث از قصه اسرار تو
عاشقی نشنید کز جان برنخاست ۲
هرگز از عشق تو نشکیبد دلم
جان ما مس است و عشقست کیمیاست ۳
گر تو گویی جان فدا کن بهر من
ای دل و جان، صد هزارت جان فداست ۴
گفته ای: کان یار آمد از سفر
تا قیامت از دل و جان مرحباست ۵
بر امید وصل، از بیم فراق
شب همه شب تا سحرگه ربناست ۶
قاسم از روی و ریا بگذشته است
کار عاشق برتر از روی و ریاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - «و هو معکم » گفت از این معنی چه خواست؟
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.