این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که دربارهٔ تضاد بین رنگ رز (نماد دنیا و گناه) و رنگ عقل و دل (نماد هدایت و پاکی) سخن میگوید. شاعر از نفس اماره (نفس سرکش) به عنوان منشأ کفر و گمراهی یاد میکند و بر اهمیت عقلانیت و هدایت الهی تأکید دارد. همچنین، اشارهای به عشق و فنا در راه معشوق (معنوی) دارد و پایانبخش آن، مفهوم فنا در راه تحقیق و حقیقت است که به بقای حقیقی منجر میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به گناه و کفر نیاز به تفسیر و توضیح دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۷۰ - رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
گنه رنگ رزست این و تو گویی خم راست ۱
رنگ رز کافر اماره آواره بود
قول و فعلش همه در راه خدا روی و ریاست ۲
رنگ عقل و دل و جان گیر، اگر رنگ رزی
رنگ اماره ی بدکاره همه زنگ خطاست ۳
گر تو در رنگ رزی عاقل و دانا باشی
جنس با جنس درآمیز، که نورست و صفاست ۴
رنگ جان رنگ لطیفست درآمیز درو
که همه نور هدایت ز جبینش پیداست ۵
نفس اماره ی ما مایه ی کفرست یقین
چون که برخاست، همه کفر و ضلالت برخاست ۶
این همه گفت و شنیدیم ولی هست یقین
کار با زاهد خود کام نمی آید راست ۷
جان به هجران تو آخر چه الم ها که کشید؟
دل به درد تو درآمیخت که آن عین دواست ۸
دل و جان را به تو دادیم و فراغت گشتیم
قاسمی، در ره تحقیق فنا عین بقاست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.