خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و مستی ناشی از آن سخن می‌گوید. او از نور تجلی، حیرت و دهشت عشق، و نقش آن در زنده‌کردن دل‌ها یاد می‌کند. شاعر مخاطب را به گذر از ظواهر و تماشای حقیقت دعوت می‌کند و عشق را به عنوان نیروی جهانگیر و حیاتبخش توصیف می‌کند.

محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'باده حمرا' و 'مستان خراب' ممکن است برای سنین پایین گمراه‌کننده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۱ - ای دوست، دلم راهوس باده حمراست

ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
زان باده حمرا که درو نور تجلاست ۱

مستان خرابیم، سراز پای ندانیم
این حیرت و دهشت همه از جودت صهباست ۲

خواهی لقب از خضر کن و خواه مسیحا
عشقست بهر حال که او محیی موتاست ۳

ای خواجه، اگر معرفتی نیست محالست
گر معرفتی هست، نصیب دل داناست ۴

تا کی بلب جوی ز حیرت زدگانی؟
از جوی گذر کن که درین سوی تماشاست ۵

از عشق جهانگیر، که عالم همه مستند
گر عشق و سلامت طلبی مایه سود است ۶

قاسم ز سر کوی تو هرگز نشود دور
چون نور تجلی ز جبین تو هویداست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰ - ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - این همه موج بی کران ز چه خاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.