خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، با بهره‌گیری از استعاره‌های زیبا مانند آفتاب و سایه، به توصیف عشق و اشتیاق به معشوق می‌پردازد. شاعر از دوری معشوق و رنج عاشقان می‌گوید و در عین حال، به عفو و رحمت معشوق امید بسته است. مفاهیمی مانند عشق، وصال، حجاب، و عفو در این شعر پررنگ هستند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات به‌کاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربه‌ی زندگی بیشتری دارند تا به‌خوبی درک شوند.

مشاهده کامل

شماره ۳۹ - ای از جمال روی تو تابنده آفتاب

ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
وز آفتاب روی تو خورشید در حجاب ۱

اندر میان پرده عزت نشسته ای
در آرزوی روی تو مردند شیخ و شاب ۲

تا در هوای عشق تو رقصان چو گرد شد
مرغ دلم رمید ز سودای خاک و آب ۳

تو آفتاب حسنی و ما سایه توایم
ای آفتاب حسن ازین سایه رو متاب ۴

فریاد دور باش برآمد ز هر طرف
جان از در تو دور نگردد بهیچ باب ۵

گویی که: عاشقان نرسیدند در وصال
چون از تو شد حجاب چه گوییم در عتاب؟ ۶

ما قبله جمال تو جوئیم جاودان
چون «الصلوة » یار خطابیست مستطاب ۷

گویند: منکری سوی دوزخ روانه شد
گفتند عاشقان که: «ذهاب بلا ایاب » ۸

ما بنده توایم، چه بیم از امید و بیم؟
ما عاشق توایم، اگر عفو، اگر عقاب ۹

عالم چو قشر آمد و عاشق لباب اوست
گر عاشق لبیبی واقف شو از لباب ۱۰

تیره است وقت ما، که ندیدیم باده ای
قاسم، زخم یار طلب کن شراب ناب ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - «اسمعوا منی، یا اولی الالباب »:
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.