خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از حالات روحی و احساسی خود در این رابطه پرده برمیدارد. او از تفاوتهای دنیوی و معنوی، وصف زیبایی معشوق، و وفاداری خود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸ - تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
متصور نشود حالت جمعیت ما ۱
موکشان برد مرا عشق ز مسجد بکنشت
الله الله،چه تفاوت، زکجا تا بکجا؟ ۲
هرچه در وصف توگفتند، زمه تا ماهی
سخنی بود بنسبت ز سمک تا بسما ۳
راست ناید بقلم، گرد و جهان شرح دهند
تا قیامت صفت عشق من و حسن ترا ۴
شاهد جان منی، پیش جمالت چون شمع
دارم امشب هوس سوختن از سر تا پا ۵
دوش گفتی که: در آیینه رخساره من
بخدا می نگری؟ گفتم: آری بخدا ۶
دل قاسم ز سر جان گرامی برخاست
به وفاداری حسن تو، زهی حسن وفا! ۷
متصور نشود حالت جمعیت ما ۱
موکشان برد مرا عشق ز مسجد بکنشت
الله الله،چه تفاوت، زکجا تا بکجا؟ ۲
هرچه در وصف توگفتند، زمه تا ماهی
سخنی بود بنسبت ز سمک تا بسما ۳
راست ناید بقلم، گرد و جهان شرح دهند
تا قیامت صفت عشق من و حسن ترا ۴
شاهد جان منی، پیش جمالت چون شمع
دارم امشب هوس سوختن از سر تا پا ۵
دوش گفتی که: در آیینه رخساره من
بخدا می نگری؟ گفتم: آری بخدا ۶
دل قاسم ز سر جان گرامی برخاست
به وفاداری حسن تو، زهی حسن وفا! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
گوهر بعدی:شماره ۹ - جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.