خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شبزندهداری خود و رنج دوری از معشوق میگوید. او از پنهان بودن پیکر دل (معشوق) از خود شکایت دارد و بیان میکند که با وجود دوری فیزیکی، معشوق همواره در دلش حضور دارد. شاعر به گذشت زمان و رنجهای دل اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۹۷ - تا صبح نشستم من و جان بر در دل
تا صبح نشستم من و جان بر در دل
دیشب که نهان بود ز من پیکر دل ۱
من دور و تو در دلم خدا می داند
تا روز چها گذشته است از سر دل ۲
دیشب که نهان بود ز من پیکر دل ۱
من دور و تو در دلم خدا می داند
تا روز چها گذشته است از سر دل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - گویند کسانی که جهان است خیال
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - چون کرد ظهور، نور تابندهٔ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.