خلاصه و ردهبندی سنی
16+
ابر بر گل پژمردهای بارید و از تلاشهای خود برای کمک به گل سخن گفت، اما گل پاسخ داد که دیر شده و او از گرما پژمرده شده است. گل از ناسازگاری تقدیر و تلاشهای بیثمر خود در زندگی شکایت کرد و بیان کرد که دیگر امیدی به بهبودی ندارد. او جهان را تنها از طریق رنج و جفا شناخته است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، بیان ناامیدی و شکایت از تقدیر ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
احسان بی ثمر
بارید ابر بر گل پژمردهای و گفت
کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم ۱
از بهر شستن رخ پاکیزهات ز گرد
بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم ۲
خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا
رخسارهای نماند، ز گرما گداختم ۳
ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من
با خاک خوی کردم و با خار ساختم ۴
ننواخت هیچگاه مرا، گرچه بیدریغ
هر زیر و بم که گفت قضا، من نواختم ۵
تا خیمهٔ وجود من افراشت بخت گفت
کاز بهر واژگون شدنش برفراختم ۶
دیگر ز نرد هستیم امید برد نیست
کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم ۷
منظور و مقصدی نشناسد به جز جفا
من با یکی نظاره، جهان را شناختم ۸
کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم ۱
از بهر شستن رخ پاکیزهات ز گرد
بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم ۲
خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا
رخسارهای نماند، ز گرما گداختم ۳
ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من
با خاک خوی کردم و با خار ساختم ۴
ننواخت هیچگاه مرا، گرچه بیدریغ
هر زیر و بم که گفت قضا، من نواختم ۵
تا خیمهٔ وجود من افراشت بخت گفت
کاز بهر واژگون شدنش برفراختم ۶
دیگر ز نرد هستیم امید برد نیست
کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم ۷
منظور و مقصدی نشناسد به جز جفا
من با یکی نظاره، جهان را شناختم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:آئین آینه
گوهر بعدی:ارزش گوهر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.