خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و غمهای درونی خود میگوید و بیان میکند که چگونه با وجود دردها و شکستها، همچنان به زندگی ادامه میدهد. او از تشنگی معنوی و عشق ناب سخن میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند همت عالی، فقر، و شراب ناب، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'شراب ناب' و 'لعل کام بخش' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند و مناسب سنین بالاتر باشد.
شماره ۴۸۴ - از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
کس نمی داند که من این باده را چون می خورم ۱
همت عالی به مردن تشنه لب راضی تر است
کاسهٔ آبی که من از دست جیحون می خورم ۲
در دل شوریدهٔ من قوت شادی نماند
بس شکست از لشکر غم در شب خون می خورم ۳
تکیه ام تا گشته همت، فکر بس گردیده پاک
خرقه موزون کرده ام در فقر و مضمون می خورم ۴
این پشیمانی ندارد سود ساقی می بیار
چون نخوردم پیش از این بد کردم اکنون می خورم ۵
ای سعیدا از شراب ناب و لعل کام بخش
چون تو منعم می کنی من بعد بیچون می خورم ۶
کس نمی داند که من این باده را چون می خورم ۱
همت عالی به مردن تشنه لب راضی تر است
کاسهٔ آبی که من از دست جیحون می خورم ۲
در دل شوریدهٔ من قوت شادی نماند
بس شکست از لشکر غم در شب خون می خورم ۳
تکیه ام تا گشته همت، فکر بس گردیده پاک
خرقه موزون کرده ام در فقر و مضمون می خورم ۴
این پشیمانی ندارد سود ساقی می بیار
چون نخوردم پیش از این بد کردم اکنون می خورم ۵
ای سعیدا از شراب ناب و لعل کام بخش
چون تو منعم می کنی من بعد بیچون می خورم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.