خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان وحدت وجود و یگانگی با هستی میپردازد. شاعر خود را در همه چیز میبیند و از غم تا شادی، از فنا تا بقا، و از طبیعت تا مفاهیم انتزاعی را بخشی از خود میداند. او تأکید میکند که همه چیز درون اوست و هیچ جدایی بین او و جهان وجود ندارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۲ - منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
گهی شرابم و گه نشئه گه خمار خودم ۱
به هر صفت که بینی منم نه غیر من است
که خود محیطم و خود موج و خود کنار خودم ۲
فنا و فقر و بقا را ز هم جدایی نیست
که خود خزانم و خود باغ و خود بهار خودم ۳
بخه صیدگاه تفکر اگر روی دانی
که خود شکارم و خود باز و خود سوار خودم ۴
ندیده دیدهٔ غیری جمال پاک مرا
که خود رقیبم و خود عشق و خود نگار خودم ۵
گهی حسینیم و گه موسی و گه ابراهیم
که گاه نیلم و گه منجنیق [و] دار خودم ۶
منم که با همه اشیا محیط می خوانند
منم که دایره و نقطه و مدار خودم ۷
به هر دیار سعیدا چو رفتم و دیدم
همان مصاحب من یار در دیار خودم ۸
گهی شرابم و گه نشئه گه خمار خودم ۱
به هر صفت که بینی منم نه غیر من است
که خود محیطم و خود موج و خود کنار خودم ۲
فنا و فقر و بقا را ز هم جدایی نیست
که خود خزانم و خود باغ و خود بهار خودم ۳
بخه صیدگاه تفکر اگر روی دانی
که خود شکارم و خود باز و خود سوار خودم ۴
ندیده دیدهٔ غیری جمال پاک مرا
که خود رقیبم و خود عشق و خود نگار خودم ۵
گهی حسینیم و گه موسی و گه ابراهیم
که گاه نیلم و گه منجنیق [و] دار خودم ۶
منم که با همه اشیا محیط می خوانند
منم که دایره و نقطه و مدار خودم ۷
به هر دیار سعیدا چو رفتم و دیدم
همان مصاحب من یار در دیار خودم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۱ - به چوگانش اگر سر گو نمی کردم چه می کردم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۳ - به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.