خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، توصیفی از عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر از بلندای قامت معشوق، لطافت او، و ناتوانی در رسیدن به او سخن میگوید. همچنین، از خیالات و احساسات خود نسبت به معشوق و تأثیر عمیق او بر جان و دل خود میگوید. شعر با تصاویر زیبا و احساسی، حالتی عاشقانه و در عین حال عارفانه دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم و تصاویر شعری نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و احساسات دارند که معمولاً در سنین بالاتر قابل درک است.
شماره ۳۹۷ - یک قامت بلند به هر می کشیدنش
یک قامت بلند به هر می کشیدنش
بالا برآید آب لطافت ز گردنش ۱
دست که می رسد که گریبان او کشد
صد جان و دل کشیده سر از پای دامنش ۲
میدان ترکتاز خیالات او منم
جای جفاست تا به دل از دیدهٔ منش ۳
جان عزیز نیست اگر جسم او چرا
نازکتر از خیال نماند به من تنش ۴
دیگر به خویش باز نیاید به سال ها
یک بار هر که از بر خود دید رفتنش ۵
من باده نوش ساغر آن ساقیم که گاه
کیفیت شراب دهد لب مکیدنش ۶
دارم بتی و شکر سعیدا که روی او
دیدن نمی توان مگر از دیدهٔ منش ۷
بالا برآید آب لطافت ز گردنش ۱
دست که می رسد که گریبان او کشد
صد جان و دل کشیده سر از پای دامنش ۲
میدان ترکتاز خیالات او منم
جای جفاست تا به دل از دیدهٔ منش ۳
جان عزیز نیست اگر جسم او چرا
نازکتر از خیال نماند به من تنش ۴
دیگر به خویش باز نیاید به سال ها
یک بار هر که از بر خود دید رفتنش ۵
من باده نوش ساغر آن ساقیم که گاه
کیفیت شراب دهد لب مکیدنش ۶
دارم بتی و شکر سعیدا که روی او
دیدن نمی توان مگر از دیدهٔ منش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۶ - دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۸ - خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.