خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تحولات درونی و روحی خود سخن میگوید، از جدایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به مقصود نهایی. او از رها کردن امیال و خواستههای مادی میگوید و اینکه با فکر روشن و غزل صاف، به آرامش و رضایت دست یافته است.
محتوا دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل فهم نباشد.
شماره ۳۰۱ - زان زمانی که تن و روح روانم دادند
زان زمانی که تن و روح روانم دادند
دل سرگشته و چشم نگرانم دادند ۱
پشت خم گشتهٔ من گوشه نشین کرد مرا
تیر همت بشکستند و کمانم دادند ۲
مقصدم را ز دو عالم به کناری بردند
و آن گه آن خانهٔ مقصود نشانم دادند ۳
فکر آن تنگ دهان کرد چو مویم باریک
تا بتان همچو کمر جا به میانم دادند ۴
فکر روشن تر از آیینهٔ جان بخشیدند
غزل صاف تر از آب روانم دادند ۵
قسمت هر که سعیدا به رضایش کردند
آنچه از روز ازل خواستم آنم دادند ۶
دل سرگشته و چشم نگرانم دادند ۱
پشت خم گشتهٔ من گوشه نشین کرد مرا
تیر همت بشکستند و کمانم دادند ۲
مقصدم را ز دو عالم به کناری بردند
و آن گه آن خانهٔ مقصود نشانم دادند ۳
فکر آن تنگ دهان کرد چو مویم باریک
تا بتان همچو کمر جا به میانم دادند ۴
فکر روشن تر از آیینهٔ جان بخشیدند
غزل صاف تر از آب روانم دادند ۵
قسمت هر که سعیدا به رضایش کردند
آنچه از روز ازل خواستم آنم دادند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.