خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، هنر، حقیقت و معنویت میپردازد. شاعر از درد عشق، زیبایی معشوق، و ناپایداری دنیا سخن میگوید و به مفاهیمی مانند ایثار، حقیقتجویی و عرفان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و فلسفی دارند که معمولاً در سنین بالاتر قابل درک است.
شماره ۲۳۳ - کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
ما در دل شب دیدیم فیضی که سحر دارد ۱
حسن کرمش ظاهر در صورت عصیان شد
از ابر عیان دیدیم فیضی که قمر دارد ۲
جز بخل و حسد چیزی سرمایهٔ مردم نیست
عیب است در این عالم آن کس که هنر دارد ۳
هستی به چه می ماند در نشئهٔ این عالم
بحری است حبابی را پوشیده به بر دارد ۴
لخت جگری ای دل با اشک روان می کن
زادی به رهش باید چون رو به سفر دارد ۵
بر دیدهٔ مهرویان ای دل چه شوی حیران
دزدیده ز هر چشمی او با تو نظر دارد ۶
حق را به لباس حق دیدن نبود کاری
در صورت باطل ها سیران دگر دارد ۷
جز حق سخنی دیگر بالا نکنی ای دل
حق چون سر منصورت بر دار اگر دارد ۸
عمری است روان دارد خونابه ز راه چشم
تا سرو قد او را دل تازه و تر دارد ۹
فردا که خرام آرد آن قامت سرو ای دل
از خاک سعیدا را آن روز که بردارد؟ ۱۰
ما در دل شب دیدیم فیضی که سحر دارد ۱
حسن کرمش ظاهر در صورت عصیان شد
از ابر عیان دیدیم فیضی که قمر دارد ۲
جز بخل و حسد چیزی سرمایهٔ مردم نیست
عیب است در این عالم آن کس که هنر دارد ۳
هستی به چه می ماند در نشئهٔ این عالم
بحری است حبابی را پوشیده به بر دارد ۴
لخت جگری ای دل با اشک روان می کن
زادی به رهش باید چون رو به سفر دارد ۵
بر دیدهٔ مهرویان ای دل چه شوی حیران
دزدیده ز هر چشمی او با تو نظر دارد ۶
حق را به لباس حق دیدن نبود کاری
در صورت باطل ها سیران دگر دارد ۷
جز حق سخنی دیگر بالا نکنی ای دل
حق چون سر منصورت بر دار اگر دارد ۸
عمری است روان دارد خونابه ز راه چشم
تا سرو قد او را دل تازه و تر دارد ۹
فردا که خرام آرد آن قامت سرو ای دل
از خاک سعیدا را آن روز که بردارد؟ ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - عاشق از خود چو رود عزت دیگر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.