خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، استقامت و بیپروایی در برابر مشکلات میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند ساغر، آیینه، عندلیب و خار، بیان میکند که عاشقان و آزادگان از سختیها و تهدیدها نمیهراسند و به راه خود ادامه میدهند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'منصور' و 'دار' ممکن است نیاز به پیشینهی فرهنگی یا تاریخی داشته باشند.
شماره ۲۳۰ - ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
از شکستن سر سرشار چه پروا دارد ۱
دوری از روی تو دل را ز سیاهی غم نیست
بی تو آیینه ز زنگار چه پروا دارد ۲
دل خون بستهٔ من عاشق زخم ستم است
عندلیب چمن از خار چه پروا دارد ۳
منع دل کس نتواند کند از کوی حبیب
عندلیب از در و دیوار چه پروا دارد ۴
چین نگیرد به جبین روی زمین از افلاک
کاغذ از گردش پرگار چه پروا دارد ۵
حرف حق گوی سعیدا ز جهان باک مدار
هر که منصور شد از دار چه پروا دارد ۶
از شکستن سر سرشار چه پروا دارد ۱
دوری از روی تو دل را ز سیاهی غم نیست
بی تو آیینه ز زنگار چه پروا دارد ۲
دل خون بستهٔ من عاشق زخم ستم است
عندلیب چمن از خار چه پروا دارد ۳
منع دل کس نتواند کند از کوی حبیب
عندلیب از در و دیوار چه پروا دارد ۴
چین نگیرد به جبین روی زمین از افلاک
کاغذ از گردش پرگار چه پروا دارد ۵
حرف حق گوی سعیدا ز جهان باک مدار
هر که منصور شد از دار چه پروا دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - به هر وادی که آبادی است آن وادی جفا دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.