خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعیدا با استفاده از تصاویر و استعارههای تلخ مانند آب تلخ، شراب تلخ، و خواب تلخ، به بیان نارضایتی و دلگیری از زندگی و روابط میپردازد. شاعر از زاهد و دلبر شکایت دارد و لذتهای گذرا را با درد و رنج مقایسه میکند. در نهایت، شعر به حس پشیمانی و عذاب وجدان اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن تلخ شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۰۹ - ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
بهتر بود ز آب حیاتم شراب تلخ ۱
زاهد [جبین] سرکه فشان تو روبروست
انصاف نیست باز بگویی جواب تلخ ۲
دلبرتر است لذت غفلت ز آگهی
شیرین تر است از همه بر نفس، خواب تلخ ۳
بستی ز خشم باز میان را به قتل من
شیرین نمود از کمرت پیچ و تاب تلخ ۴
یک کس نماند عاقل و می آب شد ز شرم
چشمت چو کرد بر سر مردم، عتاب تلخ ۵
دانند چیست لذت عیش مدامشان
فردا چو سر نهند به پای حساب تلخ ۶
دلگیر گشته ایم سعیدا دگر ز دل
آشفته کرده رایحهٔ این کباب تلخ ۷
بهتر بود ز آب حیاتم شراب تلخ ۱
زاهد [جبین] سرکه فشان تو روبروست
انصاف نیست باز بگویی جواب تلخ ۲
دلبرتر است لذت غفلت ز آگهی
شیرین تر است از همه بر نفس، خواب تلخ ۳
بستی ز خشم باز میان را به قتل من
شیرین نمود از کمرت پیچ و تاب تلخ ۴
یک کس نماند عاقل و می آب شد ز شرم
چشمت چو کرد بر سر مردم، عتاب تلخ ۵
دانند چیست لذت عیش مدامشان
فردا چو سر نهند به پای حساب تلخ ۶
دلگیر گشته ایم سعیدا دگر ز دل
آشفته کرده رایحهٔ این کباب تلخ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - تنی بغیر عمل شد برای جان، دوزخ
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.