خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و معنوی، به بیان رابطهٔ عاشق و معشوق و مفاهیمی مانند عشق الهی، فقر معنوی، و نیاز به راهنمایی معنوی میپردازد. شاعر از ناتوانی انسان در درک کامل ذات الهی و نیاز به رحمت خداوند سخن میگوید و تأکید میکند که تنها خداوند از اسرار درون انسان آگاه است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۶ - شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
درگاه تو جایی است که گنجایش جا نیست ۱
آتش که درون کار کند شعله ندارد
آن را که دلش سوخته انگشت نما نیست ۲
تا یک نظر از رهگذر دیده درآید
یک رهگذری نیست که صد دیده ورانیست ۳
دست کرمت بسته ره و رسم طلب را
در شهر و دیاری که تویی نام گدا نیست ۴
هر سو که دلم رفت رهی بود به کویت
این طرفه که تا کوی تو یک راهنما نیست ۵
بی درد به آخر نرسد مرحلهٔ شمع
ماند به ره آن دل که در او آه رسا نیست ۶
از باطن کس حرف زدن شرک خفی دان
کز سر دل آگاه کسی غیر خدا نیست ۷
بر عاشق بیچاره ستم این همه یارب
در مذهب معشوق مگر روز جزا نیست؟ ۸
از ماست سعیدا که خطاها شده پیدا
ورنه ز قلم آنچه به ما رفت خطا نیست ۹
درگاه تو جایی است که گنجایش جا نیست ۱
آتش که درون کار کند شعله ندارد
آن را که دلش سوخته انگشت نما نیست ۲
تا یک نظر از رهگذر دیده درآید
یک رهگذری نیست که صد دیده ورانیست ۳
دست کرمت بسته ره و رسم طلب را
در شهر و دیاری که تویی نام گدا نیست ۴
هر سو که دلم رفت رهی بود به کویت
این طرفه که تا کوی تو یک راهنما نیست ۵
بی درد به آخر نرسد مرحلهٔ شمع
ماند به ره آن دل که در او آه رسا نیست ۶
از باطن کس حرف زدن شرک خفی دان
کز سر دل آگاه کسی غیر خدا نیست ۷
بر عاشق بیچاره ستم این همه یارب
در مذهب معشوق مگر روز جزا نیست؟ ۸
از ماست سعیدا که خطاها شده پیدا
ورنه ز قلم آنچه به ما رفت خطا نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - می از انگور شد میخانه از کیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.