خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که برابری و یگانگی در هستی را بیان میکند. شاعر تأکید میکند که تفاوتهای ظاهری مانند ثروت و فقر، زیبایی و زشتی، و حتی زندگی و مرگ در نهایت بیمعنا هستند و همه به یک حقیقت واحد بازمیگردند. عشق به معشوق (چه زمینی و چه الهی) محور اصلی شعر است و بدون آن، همه چیز یکسان و بیارزش میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و بیمعنایی ظواهر زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۴ - چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
گوشهٔ دامن پاک و دل غمناک یکی است ۱
بعد مردن نکشم منت آرایش قبر
چون برد خواب گران تخت زر و خاک یکی است ۲
مطلب از سیر چمن روی تو باشد ما را
چون تو منظور نباشی گل و خاشاک یکی است ۳
دست بردار ز جان چون اجلت کرد اسیر
صید را گوشهٔ دام و سر فتراک یکی است ۴
بحر و بر هر دو سعیدا ز ازل یارانند
دل حسرت زده و دیدهٔ نمناک یکی است ۵
گوشهٔ دامن پاک و دل غمناک یکی است ۱
بعد مردن نکشم منت آرایش قبر
چون برد خواب گران تخت زر و خاک یکی است ۲
مطلب از سیر چمن روی تو باشد ما را
چون تو منظور نباشی گل و خاشاک یکی است ۳
دست بردار ز جان چون اجلت کرد اسیر
صید را گوشهٔ دام و سر فتراک یکی است ۴
بحر و بر هر دو سعیدا ز ازل یارانند
دل حسرت زده و دیدهٔ نمناک یکی است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.