خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از بیوفایی و فتنههای او شکایت میکند. او اظهار میدارد که اگر امید وصال معشوق نبود، زندگی برایش بیمعنا میشد. شاعر از غم دوری معشوق رنج میبرد و آرزو میکند که معشوق حتی برای یک شب به او نزدیک شود.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق، بیوفایی، و غم است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی بیشتری دارد. این مفاهیم برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است چالشبرانگیز یا نامفهوم باشد.
تکه ۲۴ - چنان خوب رویی بدان دلربایی
چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید به هر کس نمایی ۱
مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی ۲
وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی ۳
چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی ۴
اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی ۵
نیاید تو را هیچ غم بیدل من
کسی دید خود عید بیروستایی ۶
من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟ ۷
دریغت نیاید به هر کس نمایی ۱
مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی ۲
وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی ۳
چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی ۴
اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی ۵
نیاید تو را هیچ غم بیدل من
کسی دید خود عید بیروستایی ۶
من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۲۳ - ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای؟
گوهر بعدی:تکه ۲۵ - هر شبی با دلی و صد زاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.