خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به توصیف عشق الهی و ناتوانی بشر در بیان کمال و جمال معشوق حقیقی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، ناتوانی زبان و عقل را در درک و توصیف ذات بینهایت الهی و عشق به او بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این متن، برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. خوانندگان زیر 16 سال ممکن است در فهم کامل این مضامین با مشکل مواجه شوند.
شماره ۸ - دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
وصف جمال رویش در هر زبان نگنجد ۱
نور کمال حسنش در هر نظر نیاید
شرح صفات ذاتش در هر بیان نگنجد ۲
عز جلال وصلش جبریل در نیابد
منجوق کبریایش در لامکان نگنجد ۳
عکسی ز تاب نورش آفاق بر ندارد
فیضی ز فضل جودش در بحر و کان نگنجد ۴
سیمرغ قاف عشقش از بیضه چون بر آید
مرغی است کاشیانش در جسم و جان نگنجد ۵
یک ذره بار حکمش کونین بر نتابد
یک نکته راز عشقش در دو جهان نگنجد ۶
یک شعله نار قهرش هفتم سقر بسوزد
یک لعمه نور لطفش در هشت جنان نگنجد ۷
خوناب عاشقانش روی زمین بگیرد
وافغان بیدلانش در آسمان نگنجد ۸
آن را که بار یابد در بارگاه وصلش
در هر مکان نیابی در هر زمان نگنجد ۹
شکرانه چون گزارم کامروز یار با من
ز آن سان شده که مویی اندر میان نگنجد ۱۰
گویند راز وصلش پنهان چرا نداری
پنهان چگونه دارم کاندر نهان نگنجد ۱۱
گفتی ز وصل رویش با ما بده نشانی
این خود محال باشد کاندر نشان نگنجد ۱۲
«نجما» حدیث وصلش زنهار تا نگویی
کان عقل در نیابد و اندر دهان نگنجد ۱۳
از گفت و گو نیابد وصلش کسی محال است
بحر محیط هرگز در ناودان نگنجد ۱۴
وصف جمال رویش در هر زبان نگنجد ۱
نور کمال حسنش در هر نظر نیاید
شرح صفات ذاتش در هر بیان نگنجد ۲
عز جلال وصلش جبریل در نیابد
منجوق کبریایش در لامکان نگنجد ۳
عکسی ز تاب نورش آفاق بر ندارد
فیضی ز فضل جودش در بحر و کان نگنجد ۴
سیمرغ قاف عشقش از بیضه چون بر آید
مرغی است کاشیانش در جسم و جان نگنجد ۵
یک ذره بار حکمش کونین بر نتابد
یک نکته راز عشقش در دو جهان نگنجد ۶
یک شعله نار قهرش هفتم سقر بسوزد
یک لعمه نور لطفش در هشت جنان نگنجد ۷
خوناب عاشقانش روی زمین بگیرد
وافغان بیدلانش در آسمان نگنجد ۸
آن را که بار یابد در بارگاه وصلش
در هر مکان نیابی در هر زمان نگنجد ۹
شکرانه چون گزارم کامروز یار با من
ز آن سان شده که مویی اندر میان نگنجد ۱۰
گویند راز وصلش پنهان چرا نداری
پنهان چگونه دارم کاندر نهان نگنجد ۱۱
گفتی ز وصل رویش با ما بده نشانی
این خود محال باشد کاندر نشان نگنجد ۱۲
«نجما» حدیث وصلش زنهار تا نگویی
کان عقل در نیابد و اندر دهان نگنجد ۱۳
از گفت و گو نیابد وصلش کسی محال است
بحر محیط هرگز در ناودان نگنجد ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - دشمن ما را سعادت یار باد
گوهر بعدی:شماره ۹ - دل بی تو ز تو خبر ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.