خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که نه آنقدر هشیار است که از باده نخورد و نه آنقدر مست که بیدار شود، بلکه آرزوی نوشیدن جامی از تجلی جلال الهی را دارد تا از وجود و عدم بیزار شود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۵۹ - ز آن باده نخورده ام که هشیار شوم
ز آن باده نخورده ام که هشیار شوم
و آن مست نیم که باز بیدار شوم ۱
یک جام تجلی جلال تو بسم
تا از عدم و وجود بیزار شوم. ۲
و آن مست نیم که باز بیدار شوم ۱
یک جام تجلی جلال تو بسم
تا از عدم و وجود بیزار شوم. ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - شمع است رخ خوب تو پروانه منم
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - ما شیر و می عشق تو با هم خوردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.