خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق شدید خود میگوید و از معشوق میخواهد که با وصال، درد فراقش را درمان کند. معشوق پاسخ میدهد که برای رسیدن به وصال، باید همهچیز را رها کند و کاملاً به او بپیوندد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و انتزاعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۵۶ - از عشق مهی چو برلب آمد جانم
از عشق مهی چو برلب آمد جانم
گفتم بکنی به وصل خود درمانم ۱
گفتا اگرت وصال ما می باید
رو هیچ ممان تو تا همه من مانم ۲
گفتم بکنی به وصل خود درمانم ۱
گفتا اگرت وصال ما می باید
رو هیچ ممان تو تا همه من مانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - عمری است که در راه تو پای است سرم
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - هر دل نکشد بار بیان سخنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.