خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق خود سخن می‌گوید. او از درد دوری و جفای معشوق شکایت می‌کند و آرزوی وصال او را دارد. شاعر از ناتوانی خود در بیان صفات معشوق و از تأثیر عمیق عشق او بر قلبش می‌گوید. همچنین، او از ترس از دست دادن معشوق و از زیبایی بی‌نظیر او سخن می‌راند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و فراق نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

تکه ۲ - می‌ندانم چکنم چاره من این دستان را

می‌ندانم چکنم چاره من این دستان را
تا به دست آورم آن دلبر پردستان را ۱

او به شمشیر جفا خون دلم می‌ریزد
تابه خون دل من رنگ کند دستان را ۲

من بیچاره تهیدستم ازان می‌ترسم
که وصالش ندهد دست تهیدستان را ۳

دامن وصلش اگر من به کف آرم روزی
ندهم تا به قیامت دگر از دست آن را ۴

در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهد
طوطی طبع من آن بلبل پردستان را ۵

هوس اوست دلم را چه توان گفت اگر
دست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟ ۶

نرگس مست وی آزار دلم می‌طلبد
آنکه در عربده می‌آورد او مستان را ۷

گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغ
زانکه چون عارض او نیست گلی بستان را ۸

هر که دیدست نگارین من اندر همه عمر
به تماشا نرود هیچ نگارستان را ۹

نیست بر سعدی ازین واقعه و نیست عجب
گر غم فرقت او نیست کند هستان را ۱۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۱۰ ۶۵۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:تکه ۱ - ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
گوهر بعدی:تکه ۳ - ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.