در این متن، فردی به نامهای پاسخ میدهد و بیان میکند که سخنان بیاساس و بدون خرد، برخلاف آیین و دین است و مورد پذیرش خردمندان نیست. او به شاه اشاره میکند که اگر فریدون (نماد عدالت) جای او بود، رفتارش متفاوت میبود. همچنین، نویسنده تهدید میکند که اگر شاه به جنگ ادامه دهد، او دل شاه را خواهد سوزاند و سپاهش را به گریه خواهد انداخت. در پایان، نامه مهر و امضا شده و برای فرستاده ارسال میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی، سیاسی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی عبارات مانند تهدید و اشاره به جنگ ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
بخش ۲۰۲ - پاسخ نامه ی کوش به نزد نستوه
که با مغز مردم خرد باد جفت ۱
سخنهای بیهوده گفتن چنین
ز راه خرد نیست و آیین و دین ۲
نه با داد و با راستی در خورَد
نه بپسندد آن کس که دارد خرد ۳
ز شاه تو این نامه ی بینوا
ز روی خرد هم نباشد روا ۴
تو را پایه پیدا بود در جهان
که چند است نزد کهان و مهان ۵
فریدون اگر شاه ما را ببست
مرا کمتر آرد همانا بدست ۶
بجای تو گر خود فریدون بُدی
به یزدان که کارش دگرگون بدی ۷
اگر سالیان رنج دیدی و رزم
تهی داشتی دیده از خواب و بزم ۸
به یزدان اگر دسترس یافتی
به فرجام هم زود برتافتی ۹
اگر تو بیایی، خود آید پدید
که از کوش کین چون توانی کشید ۱۰
دل شاه را از تو بریان کنم
سپاه تو را بر تو گریان کنم ۱۱
نویسنده را نامه چون مهر کرد
فرستاده را داد واجب کرد ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.