متن روایتگر داستان فرستادهای است که از سوی شاه طیهور به دربار دارای چین میرود. فرستاده ابتدا با ترس و هیبت روبرو میشود، اما پس از اطمینان یافتن از امنیت، پیام شاه را ارائه میدهد. دارای چین با گرمی از او استقبال میکند، نامه را میخواند و به فرستاده احترام میگذارد. پس از چند روز گفتوگو، فرستاده سوگند میخورد که پیام شاه را به درستی اجرا کند و با احترام از دربار خارج میشود.
متن دارای ساختار ادبی پیچیده و واژگان کهن است که درک آن برای کودکان دشوار میباشد. همچنین، موضوعات دیپلماتیک و سوگندهای رسمی برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابل فهمتر است.
بخش ۱۷۶ - پیمان ستدن فرستاده ی طیهور از کوش
همان گه ز پیش وی آهنگ کرد ۱
بیامد همه کوش را بازگفت
دل کوش مانند گل برشکفت ۲
مر او را نهانی بسی چیز داد
در نیکبختی بر او برگشاد ۳
چو روز آمد آن مرد رنجور را
فرستاده ی شاه طیهور را ۴
بیاورد و بر کرسی زر نشاند
بخوبی فراوان سخنها براند ۵
فرستاده از هول رخسار او
وزآن هیبت زشت و دیدار او ۶
نه کرد آفرین و نه بردش نماز
چو شوریده ای پیش او شد فراز ۷
فراوانْش بنواخت دارای چین
چو ایمن شد از شاه، کرد آفرین ۸
پس آن نامه در پیش تختش نهاد
چو نوشان سرِ نامه را برگشاد ۹
سراسر همه مردمی بود و مهر
دلش گشت شادان، برافروخت چهر ۱۰
مر او را گرامی همی داشتند
زمانیش بی بزم نگذاشتند ۱۱
سوم روز فرمود تا رفت پیش
سخن گفت با او ز اندازه بیش ۱۲
وزآن پس بدو گفت فرمان شاه
بجای آر و آن گاه بردار راه ۱۳
مگر شاه را، گفت، باشد گران
مرا گر دهد دست پیش سران ۱۴
بدان سان که سوگند طیهور خورد
خورَد شاه و از من نباشدش درد ۱۵
فرستاده را داد شه، دست راست
ببستش به سوگند از آن سان که خواست ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.