خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف احساسات عاشقانه و درد ناشی از جدایی میپردازد. چشمهای مست معشوق، دود دل یار مهربان است و درد چشم او باعث جاری شدن اشک از چشم شاعر میشود. شاعر از بروز دو فتنه همزمان سخن میگوید و آن را نشانهای از آخرالزمان میداند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!
آشفتن چشمهای مستت
دود دل یار مهربانست ۱
وین طرفه که درد چشم او را
خونابه ز چشم ما روانست ۲
دو فتنه به یک قرینه برخاست
پیداست که آخرالزمانست ۳
دود دل یار مهربانست ۱
وین طرفه که درد چشم او را
خونابه ز چشم ما روانست ۲
دو فتنه به یک قرینه برخاست
پیداست که آخرالزمانست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۳ - گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
گوهر بعدی:قطعه ۵ - خوب را گو پلاس در بر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.