این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و شوق دیدار میگوید و بیان میکند که چگونه عشق بر او غلبه کرده و او را به فریاد واداشته است. شاعر همچنین از سختیها و رنجهای عشق سخن میگوید و اینکه حتی اگر دیگران عشق را نپذیرند، او همچنان به عشق خود وفادار است. در نهایت، شاعر به دیدار معشوق امیدوار است و این دیدار را هدف نهایی خود میداند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
فی الغزل
و من صاح وجدا ما علیه جناح ۱
اسروا حدیث العشق ما امکن التقی
و ان غلب الشوق الشدید فباحوا ۲
سری طیف من یجلو بطلعته الدجی
و سائر لیل المقبلین صباح ۳
یطاف علیهم والخلیون نوم
و یسقون من کأس المدامع راح ۴
سمحت بدنیائی و دینی و مهجتی
و نفسی و عقلی و السماح رباح ۵
واقبح ما کان المکاره والاذی
اذا کان من عندالملاح ملاح ۶
و لو لم یکن سمع المعانی لبعضنا
سماع الاغانی زخرف و مزاح ۷
اصیح اشتیاقا کلما ذکرالحمی
و غایة جهد المستهام صیاح ۸
ولابد من حی الحبیب زیارة
و ان رکزت بین الخیام رماح ۹
هنالک دائی فرحتی، و منیتی
حیاتی، و موت الطالبین نجاح ۱۰
یقولون لثم الغانیات محرم
اسفک دماء العاشقین مباح؟ ۱۱
الا انما السعدی مشتاق اهله
تشوق طیر، لم یطعه جناح ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.