خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌های روزگار شکایت می‌کند و به ناپایداری دنیا و بی‌وفایی آن اشاره دارد. او از بزرگان دین و حکیمان گذشته یاد می‌کند که دیگر وجود ندارند و از وضعیت نابسامان هنر و طبیعت در زمانه خود اظهار ناراحتی می‌کند. در پایان، شاعر به ایمان و استغفار به عنوان راه‌حلی برای رهایی از این مشکلات اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم به‌کاررفته ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۳۵ - قصیده در شکایت از روزگار و یاد احباب

فغان ز دست ستمهای گنبد دوار
فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار ۱

چه اعتبار بر این اختران نامعلوم
چه اعتماد بر این روزگار ناهموار ۲

جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر
از آن بهر زه شکایت نمی کنند احرار ۳

دلا چو صورت حال زمانه می بینی
سزد اگر بدر آئی ز پرده پندار ۴

طمع مدار که با تو وفا کند دوران
که با کسی بفسون مهربان نگردد مار ۵

کجا شدند بزرگان دین که می کردند
ز نوک خامه گهر بر سر زمانه نثار ۶

کجا شدند حکیمان کاردان کریم
که بر لباس بقاشان نه پود ماند و نه تار ۷

چرا ز پای در آمد درخت باغ هنر
بموسمی که ز سر تازه می شود اشجار ۸

بساز کار قیامت بقوت ایمان
بشوی روی طبیعت بآب استغفار ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴ - وله
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.