خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از معشوق می‌خواهد که پرده از رخسار برگیرد تا آفتاب پس از سال‌ها انتظار، رسوا نشود. همچنین اشاره می‌کند که سال‌هاست آفتاب به امید لعل و یاقوت لبان معشوق، رنگ خود را با سنگ خارا می‌آمیزد.

متن دارای مضامین عاشقانه و استعاره‌های شعری است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۴ - آفتاب

رحمتی کن پرده از رخ برمیفکن زینهار
تا نگردد بعد چندین روز رسوا آفتاب ۱

سالها شد تا به بوی لعل و یاقوت لبت
رنگ می آمیزد اندر سنگ خارا آفتاب ۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۲ ۳۹۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳ - از قطعات
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵ - خد و لب و دندان معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.