خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از خداوند میخواهد که نفسهایش را مانند شرارههای آتش و مژههایش را مانند رود دجله جاری کند. او هشدار میدهد که بدون سوزش عشق، زندگی ارزشی ندارد و از خدا میخواهد که جانش را در روز رستاخیز نجات دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶ - یارب نفس شراره خیزم بخشند
یارب نفس شراره خیزم بخشند
یارب مژه های دجله ریزم بخشند ۱
بی سوز غم عشق مبادا، زنهار
جانی که به روز رستخیزم بخشند ۲
یارب مژه های دجله ریزم بخشند ۱
بی سوز غم عشق مبادا، زنهار
جانی که به روز رستخیزم بخشند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - چرگر که ز زخمه زخم بر چنگ زند
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - قانع نیم ار بهشت نیزم بخشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.