خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از جدایی و رنجش ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاطفی خود مینالد، اما در عین حال به زیباییهای عشق و شوق دیدار نیز اشاره میکند. تصاویر شعری مانند خونفشانی مژه، گداختن نفس از شوق، و غم نالهسازی، احساسات عمیق و پیچیدهی عاشقانه را به تصویر میکشند.
این شعر دارای مضامین عاطفی پیچیده و استفاده از استعارههای عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خونفشانی مژه' و 'گداختن نفس' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۸۵ - چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟
چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟
نتوان گرفت از من به گذشته ناز کردن ۱
نگهت به موشکافی ز فریب رم نخوردن
نفسم به دام بافی ز سخن دراز کردن ۲
تو و در کنار شوقم گره از جبین گشودن
من و بر رخ دو عالم در دل فراز کردن ۳
مژه را ز خونفشانی به دل ست همزبانی
که شماردم به دامن ستم گداز کردن ۴
به نورد پاس رازت خجل از غبار خویشم
که ز پرده ریخت بیرون غم ناله ساز کردن ۵
ز غم تو باد شرمم که چه مایه شوخ چشمی ست
ز شکست رنگ بر رخ در خلد باز کردن ۶
نفسم گداخت شوقت ستم ست گر تو دانی
که ز تاب ناله خون شد نه ز پاس راز کردن ۷
به فشار رشک بزمت نه چنان گداخت گلشن
که میانه گل و مل رسد امتیاز کردن ۸
رخ گل ز غازه کاری به نگاه بندد آیین
نرسد به خس شکایت ز چمن طراز کردن ۹
همه تن ز شوق چشمم که چو دل فشانده گردد
به سرشک مایه بخشم ز جگر گداز کردن ۱۰
هله تازه گشته غالب روش نظیری از تو
سزد این چنین غزل را به سفینه ناز کردن ۱۱
نتوان گرفت از من به گذشته ناز کردن ۱
نگهت به موشکافی ز فریب رم نخوردن
نفسم به دام بافی ز سخن دراز کردن ۲
تو و در کنار شوقم گره از جبین گشودن
من و بر رخ دو عالم در دل فراز کردن ۳
مژه را ز خونفشانی به دل ست همزبانی
که شماردم به دامن ستم گداز کردن ۴
به نورد پاس رازت خجل از غبار خویشم
که ز پرده ریخت بیرون غم ناله ساز کردن ۵
ز غم تو باد شرمم که چه مایه شوخ چشمی ست
ز شکست رنگ بر رخ در خلد باز کردن ۶
نفسم گداخت شوقت ستم ست گر تو دانی
که ز تاب ناله خون شد نه ز پاس راز کردن ۷
به فشار رشک بزمت نه چنان گداخت گلشن
که میانه گل و مل رسد امتیاز کردن ۸
رخ گل ز غازه کاری به نگاه بندد آیین
نرسد به خس شکایت ز چمن طراز کردن ۹
همه تن ز شوق چشمم که چو دل فشانده گردد
به سرشک مایه بخشم ز جگر گداز کردن ۱۰
هله تازه گشته غالب روش نظیری از تو
سزد این چنین غزل را به سفینه ناز کردن ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - جنون مستم به فصل نوبهارم می توان کشتن
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - خجل ز راستی خویش می توان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.