خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و عارفانه خود می‌پردازد. او از ناز و نیاز عاشقانه، وفا، رازداری، و دوری از دنیای مادی سخن می‌گوید. همچنین، تمایل به رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به معشوق را بیان می‌کند. در پایان، شاعر از بی‌نیازی معشوق و شکوه او سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۱ - دگر نگاه ترا مست ناز می خواهم

دگر نگاه ترا مست ناز می خواهم
حساب فتنه ز ایام باز می خواهم ۱

وفا خوش ست اگر داغ همفنی بود
زبانه های سمندرگداز می خواهم ۲

گذشتم از گله در وصل فرصتم بادا
زبان کوته و دست دراز می خواهم ۳

گرفته خاطر از اسباب و سرخوشی باقی ست
ترانه ای که نگنجد به ساز می خواهم ۴

دویی نمانده و من شکوه سنجم اینت شگفت
میانه تو و خویش امتیاز می خواهم ۵

برون میا که هم از منظر کناره بام
نظاره ای ز در نیم باز می خواهم ۶

چو نیست گوش حریفان سزای آویزه
همان نسفته گهرهای راز می خواهم ۷

زمانه خاک مرا در نظر نمی آرد
ز نقش پای تواش سرفراز می خواهم ۸

همین بس ست که میرم ز رشک خواهش غیر
ز عرض ناز ترا بی نیاز می خواهم ۹

وکیل غالب خونین دلم سفارش نیست
به شکوه تو زبان را مجاز می خواهم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - صبح ست خیز تا نفسی در هم افگنم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.