خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند ندامت، عشق، رنج، و امید صحبت میکند. او از دشواریهای زندگی و غمهای درونی خود میگوید و تلاش میکند با عبادت و هنر به آرامش برسد. همچنین، او از رابطههای انسانی و تعاملات اجتماعی خود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و غم نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۲۵۷ - می ربایم بوسه و عرض ندامت می کنم
می ربایم بوسه و عرض ندامت می کنم
اختراعی چند در آداب صحبت می کنم ۱
ناتوانم برنتابم صدمه لیک از فرط آز
تا درآویزد به من اظهار طاقت می کنم ۲
گویی از دشواری غم اندکی دانسته است
می کشد بی جرم و می داند مروت می کنم ۳
در تپش هر ذره از خاکم سویدای دل ست
هر چه از من رفت و هم بر خویش قسمت می کنم ۴
غافلم زان پیچ و تاب غصه کز غم در دل ست
دل شکاف آهی به امید فراغت می کنم ۵
سنگ و خشت از مسجد ویرانه می آرم به شهر
خانه ای در کوی ترسایان عمارت می کنم ۶
کرده ام ایمان خود را دستمزد خویشتن
می تراشم پیکر از سنگ و عبادت می کنم ۷
چشم بد دور التفاتی در خیال آورده ام
هر چه دشمن می کند با دوست نسبت می کنم ۸
دستگاه گل فشانی های رحمت دیده ام
خنده بر بی برگی توفیق طاعت می کنم ۹
زنگ غم ز آیینه دل جز به می نتوان زدود
دردم از دهر است و با ساقی شکایت می کنم ۱۰
غالبم غالب هم آیین برنتابم در سخن
بزم بر هم می زنم چندان که خلوت می کنم ۱۱
اختراعی چند در آداب صحبت می کنم ۱
ناتوانم برنتابم صدمه لیک از فرط آز
تا درآویزد به من اظهار طاقت می کنم ۲
گویی از دشواری غم اندکی دانسته است
می کشد بی جرم و می داند مروت می کنم ۳
در تپش هر ذره از خاکم سویدای دل ست
هر چه از من رفت و هم بر خویش قسمت می کنم ۴
غافلم زان پیچ و تاب غصه کز غم در دل ست
دل شکاف آهی به امید فراغت می کنم ۵
سنگ و خشت از مسجد ویرانه می آرم به شهر
خانه ای در کوی ترسایان عمارت می کنم ۶
کرده ام ایمان خود را دستمزد خویشتن
می تراشم پیکر از سنگ و عبادت می کنم ۷
چشم بد دور التفاتی در خیال آورده ام
هر چه دشمن می کند با دوست نسبت می کنم ۸
دستگاه گل فشانی های رحمت دیده ام
خنده بر بی برگی توفیق طاعت می کنم ۹
زنگ غم ز آیینه دل جز به می نتوان زدود
دردم از دهر است و با ساقی شکایت می کنم ۱۰
غالبم غالب هم آیین برنتابم در سخن
بزم بر هم می زنم چندان که خلوت می کنم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - خود را همی به نقش طرازی علم کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.