خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از غالب، به زیبایی‌های طبیعت و گل‌ها اشاره دارد و از عشق و مستی در هوای معشوق سخن می‌گوید. شاعر از ترس و رشک، انتقام، و آرزوهایش می‌گوید و از گل به عنوان نماد زیبایی و عشق استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به فصل بهار و شور و هیجان آن دارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رشک و انتقام نیاز به درک عمیق‌تری دارند که مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۰ - داریم در هوای تو مستی به بوی گل

داریم در هوای تو مستی به بوی گل
ما راست باده ای که تو نوشی به روی گل ۱

اندازه سنج رشکم و ترسم ز انتقام
پوشم ز شمع چشم و نبینم به سوی گل ۲

بر گوشه بساط غریبست و آشناست
گلبن دیار گل بود و شاخ کوی گل ۳

اندیشه را به نیم ادا می توان فریفت
خون کن دلی که از تو کند آرزوی گل ۴

تا گل به رنگ و بوی که ماند؟ که در چمن
گل در پس گل آمده در جستجوی گل ۵

جوش بهار بس که مهارش گسسته است
تازد به دشت ناقه بیراهه پوی گل ۶

هی زود گیر زود گسل هی جگی جگی
در خشم خوی شعله و در مهر خوی گل، ۷

زان گه که عندلیب لقب داده ای مرا
افزوده ای امید من و آبروی گل ۸

در موسم تموز گلابی به تن بریز
تا آب رفته باز بیاید به جوی گل ۹

غالب ز وضع طالبم آید حیا که داشت
«چشمی به سوی بلبل و چشمی به سوی گل » ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - گفتم ز شادی نبودم گنجیدن آسان در بغل
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.