خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات و تفکرات شاعر دربارهی زندگی، مشکلات، ایمان و کفر، و رویدادهای روزمره میپردازد. شاعر از تغییرات و ناپایداریهای زندگی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند ذوق، عشق، و تقدیر اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به کفر و ایمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۰ - چاک از جیبم به دامان می رود
چاک از جیبم به دامان می رود
تا چه بر چاک از گریبان می رود ۱
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان می رود ۲
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
چون رود از دست آسان می رود ۳
جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟
خود سخن در کفر و ایمان می رود ۴
هر شمیمی را مشامی در خورست
بوی پیراهن به کنعان می رود ۵
آید و از ذوق نشناسم که کیست
تا رود پنداشتی جان می رود ۶
می برد اما نه یک جا می برد
می رود اما پریشان می رود ۷
هر که بیند در رهش گوید همی
قبله آتش پرستان می رود ۸
اول ماه است و از شرم تو ماه
آخر شب از شبستان می رود ۹
بگذر از دشمن دلش سخت ست سخت
آبروی تیر و پیکان می رود ۱۰
کیست تا گوید بدان ایوان نشین
آنچه بر غالب ز دربان می رود؟ ۱۱
تا چه بر چاک از گریبان می رود ۱
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان می رود ۲
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
چون رود از دست آسان می رود ۳
جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟
خود سخن در کفر و ایمان می رود ۴
هر شمیمی را مشامی در خورست
بوی پیراهن به کنعان می رود ۵
آید و از ذوق نشناسم که کیست
تا رود پنداشتی جان می رود ۶
می برد اما نه یک جا می برد
می رود اما پریشان می رود ۷
هر که بیند در رهش گوید همی
قبله آتش پرستان می رود ۸
اول ماه است و از شرم تو ماه
آخر شب از شبستان می رود ۹
بگذر از دشمن دلش سخت ست سخت
آبروی تیر و پیکان می رود ۱۰
کیست تا گوید بدان ایوان نشین
آنچه بر غالب ز دربان می رود؟ ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - عاشق چو گفتیش که برو زود می رود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - چون گویم از تو بر دل شیدا چه می رود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.