خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد فراق، عشق ناکام، و رنجهای روحی سخن میگوید. شاعر از جدایی، ناامیدی، و احساس تنهایی مینالد و به صبر و تحمل در برابر مصائب اشاره میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند جستجوی خویشتن و تقابل عشق و رنج وجود دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۹ - ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
مرا مگیر به خونی که در دل افتاده ست ۱
رسد دمی که خجالت کشم ز گرمی دوست
ز خصم داغم و اندیشه باطل افتاده ست ۲
به قدر ذوق تپیدن به کشته جا بخشند
سخن به محکمه در کیش قاتل افتاده ست ۳
شکافی ار جگر ذره نم برون ندهد
به وادیی که مرا بار در گل افتاده ست ۴
در این روش به چه امید دل توان بستن
میانه من و او شوق حائل افتاده ست ۵
به ترک گریه برم دهشت اثر ز دلش
که خود ز شبروی ناله غافل افتاده ست ۶
به صبر کم نیم اما عیار ایوبی
به قدر آن که گرفتند کامل افتاده ست ۷
چرد نهنگ و سمندر در آب و آتش من
تنم به قلزم و کشتی به ساحل افتاده ست ۸
به روی صید تو از ذوق استخوان تنش
هما ز تیزی پرواز بسمل افتاده ست ۹
چو اندر آینه با خویش لابه ساز شوی
ز خود بجوی که ما را چه در دل افتاده ست ۱۰
حریف ما همه بی بذله می خورد غالب
مگر ز خلوت واعظ به محفل افتاده ست ۱۱
مرا مگیر به خونی که در دل افتاده ست ۱
رسد دمی که خجالت کشم ز گرمی دوست
ز خصم داغم و اندیشه باطل افتاده ست ۲
به قدر ذوق تپیدن به کشته جا بخشند
سخن به محکمه در کیش قاتل افتاده ست ۳
شکافی ار جگر ذره نم برون ندهد
به وادیی که مرا بار در گل افتاده ست ۴
در این روش به چه امید دل توان بستن
میانه من و او شوق حائل افتاده ست ۵
به ترک گریه برم دهشت اثر ز دلش
که خود ز شبروی ناله غافل افتاده ست ۶
به صبر کم نیم اما عیار ایوبی
به قدر آن که گرفتند کامل افتاده ست ۷
چرد نهنگ و سمندر در آب و آتش من
تنم به قلزم و کشتی به ساحل افتاده ست ۸
به روی صید تو از ذوق استخوان تنش
هما ز تیزی پرواز بسمل افتاده ست ۹
چو اندر آینه با خویش لابه ساز شوی
ز خود بجوی که ما را چه در دل افتاده ست ۱۰
حریف ما همه بی بذله می خورد غالب
مگر ز خلوت واعظ به محفل افتاده ست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ست
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.