خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات عمیق و متناقض خود سخن میگوید، از درد و رنجی که تجربه میکند و تلاشش برای یافتن آرامش و معنای زندگی. او از عشق، جدایی، و جستجوی حقیقت میگوید و با تصاویر شاعرانه، حالات درونی خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۴۸ - از انده نایافت قلق می کنم امشب
از انده نایافت قلق می کنم امشب
گر پرده هستی ست که شق می کنم امشب؟ ۱
هان آینه بگذار که عکسم نفریبد
نظاره یکتایی حق می کنم امشب ۲
آتش به نهادم شده آب، از تف مغزم
از تب نبود این که عرق می کنم امشب ۳
جان بر لبم اندازه دریا کشییم نیست
از می طلب سد رمق می کنم امشب ۴
از هر بن مو چشمه خون بازگشادم
آرایش بستر ز شفق می کنم امشب ۵
می می چکد از لعل لبش در طلب نقل
مشتی ز کواکب به طبق می کنم امشب ۶
نازم سخنش را و نیابم دهنش را
خوش تفرقه در باطل و حق می کنم امشب ۷
عمری ست که قانون طرب رفته ز یادم
آموخته را باز سبق می کنم امشب ۸
غالب نبود شیوه من قافیه بندی
ظلمی است که بر کلک و ورق می کنم امشب ۹
گر پرده هستی ست که شق می کنم امشب؟ ۱
هان آینه بگذار که عکسم نفریبد
نظاره یکتایی حق می کنم امشب ۲
آتش به نهادم شده آب، از تف مغزم
از تب نبود این که عرق می کنم امشب ۳
جان بر لبم اندازه دریا کشییم نیست
از می طلب سد رمق می کنم امشب ۴
از هر بن مو چشمه خون بازگشادم
آرایش بستر ز شفق می کنم امشب ۵
می می چکد از لعل لبش در طلب نقل
مشتی ز کواکب به طبق می کنم امشب ۶
نازم سخنش را و نیابم دهنش را
خوش تفرقه در باطل و حق می کنم امشب ۷
عمری ست که قانون طرب رفته ز یادم
آموخته را باز سبق می کنم امشب ۸
غالب نبود شیوه من قافیه بندی
ظلمی است که بر کلک و ورق می کنم امشب ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.