خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها عشق و ارادت خود را به ساقی (معشوق یا ممدوح) بیان میکند و اشاره میکند که حضور او مانند هزاران خورشید میدرخشد و خودش مانند ذرهای سرگشته در هوای اوست.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۱ - ساقی قدحی که جان فدای تو بود
ساقی قدحی که جان فدای تو بود
خوش وقت کسی که خاکپای تو بود ۱
آنجا که تویی هزار خورشید فلک
سرگشته چو ذره در هوای تو بود ۲
خوش وقت کسی که خاکپای تو بود ۱
آنجا که تویی هزار خورشید فلک
سرگشته چو ذره در هوای تو بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - ساقی چو ستم غم نه باندازه کند
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - ساقی چه صلاح از من مجنون آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.