خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر ابراز میکند که حتی اگر به بهشت راه یابد، باز هم شراب را از دست معشوق سیاهچشم خود طلب میکند. او معتقد است که این شراب ارزشمند، مناسب گدایانی مانند او نیست و تنها به عشق شاه (معشوق) میتواند جرعهای از آن را دریافت کند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به میگساری است که برای درک عمیقتر، مخاطب نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۸ - ساقی به بهشت اگر چه راهم بدهند
ساقی به بهشت اگر چه راهم بدهند
خواهم می از آن چشم سیاهم بدهند ۱
این باده نه درخور گدایی چو منست
یکجرعه مگر بعشق شاهم بدهند ۲
خواهم می از آن چشم سیاهم بدهند ۱
این باده نه درخور گدایی چو منست
یکجرعه مگر بعشق شاهم بدهند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - ساقی قدحی که گر بتان ناز کنند
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - ساقی می اگر ز ساغر جم باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.