خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این ابیات از حالتی سخن می‌گوید که ساقی (معشوق یا شراب‌فروش) با مست کردن او از آفتاب رخش، او را از بلندای ذره‌وار به پستی کشانده است. سپس بیان می‌کند که تمام هستی‌اش مانند زر گداخته شد و با نابودی‌اش (نیست شدن)، در یک نظر دوباره هستی یافت.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای مانند شراب و مستی نیاز به درک بالاتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل‌درک است. همچنین، ظرافت‌های ادبی این متن برای مخاطبان با دانش ادبی پایین ممکن است نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۵ - ساقی که ز آفتاب رخ مستم کرد

ساقی که ز آفتاب رخ مستم کرد
چون ذره بلند میشدم پستم کرد ۱

بگداخت چو زر زلاف هستیم تمام
چون نیست شدم بیک نظر هستم کرد ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۵۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴ - ساقی قدحی که کار دنیا همه هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - ساقی قدحی ورنه حزین خواهم مرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.