خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و اشتیاق شدید خود میگوید و ساقی را به عنوان طبیب دردهای عاشقانه میخواند. او امیدوار است که در حضور ساقی جان دهد، چرا که تا جان دارد، امیدواری باقی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'جان دادن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱ - ساقی دل ما سوخته از مشتاقیست
ساقی دل ما سوخته از مشتاقیست
بازآ که طبیب درد مستان ساقیست ۱
جان دادن امیدست مرا در قدمت
تا جان بودم امیدواری باقیست ۲
بازآ که طبیب درد مستان ساقیست ۱
جان دادن امیدست مرا در قدمت
تا جان بودم امیدواری باقیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - ساقی قدحی که کار عالم نفسی است
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - ساقی ببهشت اینهمه مشتاقی چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.