خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و بیاعتنایی معشوق شکایت میکند. شاعر از هنر و جذابیتهای معشوق میگوید و در عین حال از درد و رنج عشق نیز سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
بخش ۴ - دایره تدویر
وصال تا بشبش بر در تو کیست مگر
تنی که جز بسر سر تواند این رفتار ۱
خسارت از چه خورم هرگز این سزاست ز عقل
چه خود هنر پی نشو و نماست در این کار ۲
ولی نبود شکر در خور تو بازم ده
که هستم از طلبت زار و تو از آن بیزار ۳
اگر ز شاخ شکر گفته ام بهست رواست
به خون جگر، حق آنم گهر رواست نثار ۴
تابش ببر در تو رخساره خور- هرگز نه سزاست ۵
نی گنج زبر سر تو این تاج هنر- بی نشو و نماست ۶
نبود شکر خور تو بر شاخ شکر- گفتم بتو راست ۷
هستم طلب زر توزان خون جگر- حقا که رواست ۸
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل ۹
قافیه: مقید مجرد، مستزاد: مطلق بخروج ۱۰
بحر: هزج اخرب مجبوب مقبوض، مستزاد: مفعول فعول ۱۱
صنعت: مرکب مدور ۱۲
تنی که جز بسر سر تواند این رفتار ۱
خسارت از چه خورم هرگز این سزاست ز عقل
چه خود هنر پی نشو و نماست در این کار ۲
ولی نبود شکر در خور تو بازم ده
که هستم از طلبت زار و تو از آن بیزار ۳
اگر ز شاخ شکر گفته ام بهست رواست
به خون جگر، حق آنم گهر رواست نثار ۴
تابش ببر در تو رخساره خور- هرگز نه سزاست ۵
نی گنج زبر سر تو این تاج هنر- بی نشو و نماست ۶
نبود شکر خور تو بر شاخ شکر- گفتم بتو راست ۷
هستم طلب زر توزان خون جگر- حقا که رواست ۸
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل ۹
قافیه: مقید مجرد، مستزاد: مطلق بخروج ۱۰
بحر: هزج اخرب مجبوب مقبوض، مستزاد: مفعول فعول ۱۱
صنعت: مرکب مدور ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳ - هوا بسبزه گهر ریخت بلبل آب از چشم
گوهر بعدی:بخش ۵ - دایره مرکب مدور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.