خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید و بیان میکند که معشوق دین و دل او را ربوده است. او در شبها به دعا و نیایش برای معشوق میپردازد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۷ - آنشوخ که من شاه بتانش گویم
آنشوخ که من شاه بتانش گویم
آرام دل و جان جهانش گویم ۱
او دین و دلم به روز روشن دزدید
من در دل شب دعای جانش گویم ۲
آرام دل و جان جهانش گویم ۱
او دین و دلم به روز روشن دزدید
من در دل شب دعای جانش گویم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۶ - ای کز ستم تو راحتی می یابم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۸ - خورشید رخا ز مهر خود داد دهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.