خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیقراری، بیصبری و بیپروایی خود میگوید و دنیا و آخرت را در برابر عشق بینام و نشان ناچیز میشمرد. او از گمگشتگی در عشق سخن میگوید و بیان میکند که امروز و فردا را نمیشناسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در متن وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۸۵ - مستم من و ناصبور و ناپروا هم
مستم من و ناصبور و ناپروا هم
دنیا همه هیچ پیش من عقبا هم ۱
بی نام و نشان و محو و گمگشته عشق
امروز که می شناسدم؟ فردا هم ۲
دنیا همه هیچ پیش من عقبا هم ۱
بی نام و نشان و محو و گمگشته عشق
امروز که می شناسدم؟ فردا هم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۴ - ای راحت جان که مست دیدار توام
گوهر بعدی:شماره ۴۸۶ - هرگز بغم جهان فرسوده نیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.