خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم گذشته و بیحاصلی عمر خود سخن میگوید و از این که در پایان عمر، دستاوردی ندارد، احساس شرمندگی میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث ایجاد سردرگمی یا نگرانی شود. همچنین، موضوعات مرتبط با پشیمانی و بیحاصلی عمر برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۴۲۹ - دوش از غم عمر رفته در منزل خویش
دوش از غم عمر رفته در منزل خویش
در فکر فرو شدم دمی با دل خویش ۱
از حاصل عمر در کفم هیچ نبود
شرمنده شدم ز عمر بیحاصل خویش ۲
در فکر فرو شدم دمی با دل خویش ۱
از حاصل عمر در کفم هیچ نبود
شرمنده شدم ز عمر بیحاصل خویش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۸ - دل همچو چراغ روغن از خون بودش
گوهر بعدی:شماره ۴۳۰ - کسری که فلک بمعدلت پروردش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.