خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و رنج خود میگوید و از دیگران میخواهد که حال او را از کسانی بپرسند که بیشتر دردمند هستند، مانند اسیران و درویشان. او اشاره میکند که کسانی که رنج نمیکشند، مانند گلی که از خارها آزاد است، نمیتوانند درد او را درک کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند رنج و دردمندی نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۴۲۳ - گاهی ز اسیران جگر ریش بپرس
گاهی ز اسیران جگر ریش بپرس
احوال مرا از همه کس بیش بپرس ۱
آسوده چو گل ز زخم خارش چه غمست
این را ز برهنه پای درویش بپرس ۲
احوال مرا از همه کس بیش بپرس ۱
آسوده چو گل ز زخم خارش چه غمست
این را ز برهنه پای درویش بپرس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - ای مست وصال یار از اغیار بترس
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.