خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوری و نرسیدن به معشوق شکایت دارد و بیان میکند که با وجود عشق و پرستش طولانی، هنوز فرصت دیدار را نیافته است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده به نظر برسد.
شماره ۴۱۷ - جان رفت و سر پریدنم نیست هنوز
جان رفت و سر پریدنم نیست هنوز
امید باو رسیدنم نیست هنوز ۱
عمریست ک خورشید پرستم به خیال
یکذره مجال دیدنم نیست هنوز ۲
امید باو رسیدنم نیست هنوز ۱
عمریست ک خورشید پرستم به خیال
یکذره مجال دیدنم نیست هنوز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - ساقی قدحی که شد در گلشن باز
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - با فتنه عشق خوبرویان مستیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.