خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شیراز به عنوان شهری یاد میکند که هنر در آن پذیرفته نمیشود و مانند دریایی است که ماهیهایش (هنرمندان) در آن میمیرند. او خود را در این دریا غرق شده میبیند و از خداوند میخواهد کسی را به کمکش بفرستد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و درخواست کمک ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۸۱ - شیراز که کس درو هنر نپذیرد
شیراز که کس درو هنر نپذیرد
بحریست که ماهیش بخشگی میرد ۱
افتاده بورطه هلاکم زین بحر
یارب برسان کسی که دستم گیرد ۲
بحریست که ماهیش بخشگی میرد ۱
افتاده بورطه هلاکم زین بحر
یارب برسان کسی که دستم گیرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - شیخ است بر آن که کار خود نیک کند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - شیراز که گل درو بصد لون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.