خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن از یک فرد سالخورده میپرسد که چرا با وجود ضعف و سستی، همچنان به خواستههای دل خود توجه میکند و عمر را هدر میدهد. همچنین اشاره میکند که حتی اگر از خدا و مردم شرم نداشته باشند، آیا از خود شرمنده نمیشوند؟
محتوا شامل مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که نیاز به درک عمیقتر از زندگی و مسئولیتهای فردی دارد. همچنین لحن انتقادی متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۱۲ - ای پیر شکسته توبه سست نهاد
ای پیر شکسته توبه سست نهاد
تا کی بهوای دل دهی عمر بباد ۱
گیرم ز خدا و خلق شرمت نبود
شرمنده خود نمیشوی شرمت باد ۲
تا کی بهوای دل دهی عمر بباد ۱
گیرم ز خدا و خلق شرمت نبود
شرمنده خود نمیشوی شرمت باد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۱ - می باده فروش داد و زر میطلبد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۳ - گر رخش هوای دل اسیرت نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.